سيد علي اكبر قرشي
51
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
به آرزوى خويش نمى رسد ، اندوهگين و غضبناك است ناله مىكند ، و در دنيا و آخرت به ضرر افتاده است . اسلات : « اسلة اللسان » به معنى طرف زبان و نوك آن مى باشد و جمع آن اسلات است كه در وصف ملائكه فرموده : « و لم تجفّ لطول المناجاة اسلات السنتهم » خ 91 ، 120 خطبه اشباح : در اثر طول مناجات ، طرف ( نوك ) زبانهايشان خشك نشده ، ( تا از مناجاة باز مانند ) اين كلمه فقط يك بار از زبان امام نور افشانى كرده است . اسوه : سر مشق و مقتدا . و برابرى در لغت آمده : « الاسوة : القدوة » و نيز آمده « تأسى به : اقتدى » در رابطه به تبعيت از رسول خدا ص فرموده : « فتأسّ بنبيّك الاطيب الاطهر صلّى اللّه عليه و آله فان فيه اسوة لمن تأسّى » خ 160 ، 227 به پيامبر اطيب و اطهر خودت تأسّى كن كه در او براى هر پيروى كننده سر مشقى هست . و نيز به معنى برابرى آيد گويند : « آسيته بنفسى : سويّته » آنحضرت بسهل بن حنيف عامل مدينه در رابطه با گريختن عدهّاى به سوى معاويه نوشت : « . . . و علموا انّ الناس عندنا فى الحّق اسوة فهربوا الى الاثرة فبعدا لهم » نامهء 70 ، 461 ، آنها دانستند كه مردم در نزد مادر حق برابرند لذا به طرف استبداد و اختصاص دنيا به خود ، فرار كردند ، دور باشند از رحمت حق . و آنگاه كه طلحه و زبير از آنحضرت در رابطه با مساوات انتقاد كردند فرمود : « و اما ما ذكرتما من امر الاسوة فان ذلك امر لم احكم انا فيه برأيى . . . بل وجدت انا و انتما ما جاء به رسول اللّه ص قد فرغ منه » خ 205 ، 322 : آنچه درباره مساوات در ميان مردم و عدم تبعيض گفتيد : من در آن به رأى خود نرفتهام بلكه در شريعت ثابت شده است و به محمد بن ابى بكر مينويسد : « و ابسط لهم وجهك و آس بينهم فى اللحظة و النظرة » نامهء 27 ، 383 با مردم مصر گشادهرو باش و ميان آنها در نيم نگاه و نگاه تمام برابرى به وجود آور . اسى : حزن و اندوه : « اسِىَ عليه : حزن » خداوند فرمايد : ( فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ) مائدة : 68 ، در حكمت 439 فرمايد : « الزهد كلهّ بين كلمتين من القرآن قال اللّه سبحانه ( لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ ) و نيز فرموده : « و ما فاتك